سديد الدين محمد عوفى

189

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

معن خواهند بود . و اكنون « 1 » تو دانى كه معن بنده و بنده‌زادهء من باشد ما در كرم چگونه عيال او باشيم ؟ اصمعى مىگويد « 2 » : من گفتم او « 3 » سخنى نادانسته گفته است و كار « 4 » شاعر همين باشد و بناى سخن ايشان « 5 » به كذب فاحش و دروغ‌هاى « 6 » صريح بود ، اگر امير المؤمنين عفو فرمايد كرم او مستدعى « 7 » اين مرحمت هست . گفت : نى « 8 » اين‌بار او را ادب كنم « 9 » تا بعد ازين كسى برين جرأت اقدام ننمايد . پس بفرمود تا مروان حفصه « 10 » را به تازيانه بزدند . چون الم تازيانه به دو رسيد فرياد برداشت كه يا امير المؤمنين « 11 » در حق تو و آبا و اجداد تو چه « 12 » گفته‌ام ، حق آن بشناس و رقم عفو بر جريمهء اين دروغ‌گوى كش . بفرمود كه بگذاريد تا « 13 » بگويد كه در حق ما چه گفته است « 14 » ؟ پس مروان قصيده‌اى كه « 15 » در مدح او و خاندان بنى عبّاس « 16 » گفته بود انشاد « 17 » كرد چنان‌كه امير المؤمنين در طرب آمد و « 18 » اهتزازى از وى ظاهر شد ، فرمود كه از وى عفو كردم و او را سىهزار درم انعام فرمود « 19 » . چون او بازگشت گفت : دانى « 20 » كه اين دخترك كيست ؟ گفتم : معلوم نيست . گفت : اين نبسهء « 21 » من است ، برو و بوسه « 22 » بر سر او زن . من متحيّر بماندم « 23 » گفتم : اگر فرمان را خلاف كنم شايد كه مرا عقوبت كند و اگر برين جرأت « 24 » اقدام نمايم شايد كه غيرت او را بر آن دارد كه مرا

--> ( 1 ) مپ 2 - اكنون ( 2 ) مپ 2 : گفت ، مج : گويد ( 3 ) مج - او ( 4 ) متن : كار ( 5 ) متن و مج : او ( 6 ) مپ 2 - ها ( 7 ) متن : مدعى ( 8 ) متن و مپ 2 و بنياد : تو ( 9 ) متن و مپ 2 و بنياد : كنم ( 10 ) مپ 2 : او ( 11 ) مج + مدايحى كه ( 12 ) متن و مج - چه ( 13 ) متن - بگذاريد تا ( 14 ) مپ 2 - بفرمود كه . . . گفته است ( 15 ) متن - كه ( 16 ) مج : بنى العباس ( 17 ) متن و مپ 2 : انشا ( 18 ) مپ 2 - در طرب آمد و ( 19 ) مج : داد ( 20 ) مج : مىدانى ( 21 ) مپ 2 : نبيره ، مج : نواسه ( 22 ) مج : بوسى ( 23 ) متن : ماندم ( 24 ) متن : جواب ، مپ 2 : به جرأت